
امانوئل کانت
دارم کم کم متقاعد می شوم که چیزی به نام واقعگرایی وجود ندارد . نه در دنیای فلسفه ، نه در دنیای علم و نه در دنیای هنر . دارم متقاعد می شوم که هر تالیفی از جهان و بازتاب مجدد آن ، چه بصورت یک رساله فلسفی ، چه به شکل یک نظریه علمی و چه در قالب یک اثر هنری ، تصویری ( هر چند گنگ و مبهم ) از مولف را نیز منعکس می سازد .
در این فرایند نمی توان یک بازگو کننده صرف باقی ماند . نمی توان خود را کاملا از واقعیت منفک کرد . اجساس می کنم که همیشه رگه هایی ( هر چند خفیف ) از ایده آلیسم ، در این بازتاب ها نمود می یابد .
بیش از هر چیز ، شیفته نظریه کانت در باب معرفت شناسی هستم که می گوید : شی فی نفسه ( واقعیت ، منفک از مشاهده گر ) یک مفهوم است و پدیدار ( نمود واقعیت در مشاهده گر ) یک مفهوم دیگر و هر تلاشی برای یکی سازی این دو مفهوم ، به شکست می انجامد .
پانوشت : با عرض معذرت فراوان از دوستانی که داستان " ساحل آنتالیا " را دنبال می کرده اند باید عرض کنم که جریان داستان فعلا از دستم خارج شده ! نمی دانم چطور آن را جمع و جور کنم . به همین دلیل هم فعلا پرونده آن را می بندم . شاید بعدها آن را تمام کنم و این کابوس موحش لیلا به پایان رسد !

بالاخره نفهمیدم . واقعا نفهمیدم . آیا یک لوح مقدس ابدی ، ازلی ، لایتناهی و قطعی وجود دارد که یک بار و برای همیشه توسط قادر متعال نگاشته شده باشد ؟ می دانم که در قرآن مجید آیه ای به این مضمون وجود دارد و خداوند صراحتا به وجود چنین لوحی اشاره می کند . سابقا که مطالعات قرآنی من بیشتر بود ، این آیه را دیده بودم ، اما متاسفانه این آیه را در حال حاضر ( برای نقل قول در اینجا ) پیدا نکرده ام .
این لوح ، لوحی بسیار بسیار شخصی برای خداوند است ! لوحی که سرنوشت هر فرد ، هر موجود زنده و حتی هر شی در آن مضبوط است . به قول کسانی که دید رایانه ای دارند ، اطلاعات این لوح در یک زمان مشخص ثبت شده و پس از آن بصورت یک " حافظه فقط خواندنی " (Read Only Memory) در آمده است . این اطلاعات ( به جز برای اولیا اله ) کاملا سری است و کاربران معمولی ( که ما باشیم ! ) همیشه هنگام دسترسی به آن ، با پیام " دسترسی ممنوع " (Access Denied) مواجه می شوند .
واقعا وضعیت بغرنجی است ! مثلا به خیال خودمان ، در یک موقعیت بسیار حساس در زندگیمان ، با آزادی اراده ( مثلا ) کامل درباره مسئله ای بغرنج تصمیم گیری می کنیم . در حین تصمیم گیری تمام جوانب کار را می سنجیم . این عمل درست است ؟ اخلاقی است ؟ چه نتایجی در پی دارد ؟ چه مضراتی دارد ؟ اما بالاخره باید بپذیریم که تمام خطوط فکری ما ، تمام مراحل بسیار حساس تصمیم گیری ما ، تمام آنچه را که می پنداریم در حیطه اختیارات ماست ، با قطعیتی موحش ، بصورت " فقط خواندنی " (Read Only) در این لوح متعالی ضبط شده و ما این وسط چیزی بیش از یک عروسک خیمه شب بازی نیستیم !
همانطور که گفتم ، فهم مطلب برایم دشوار است ، اما با این وجود ، چیزی در وجود من هست که به شدت با اعتقاد به چنین لوحی به ستیز بر می خیزد .
یکی از دلایلی که از فیلم نابودگر 2 بسیار بسیار لذت می برم ، این است در داستان این فیلم سعی می شود وجود چنین لوحی ، انکار شود . به یاد بیاورید صحنه بسیار درخشانی که در آن سارا کانر کابوس جنگ اتمی را می بیند و پس از بیداری با خشم و نفرت روی چوب حک می کند :
NO FATE
مرگ رویدادی در زندگی نیست ، ما مرگ را به تجربه در نمی یابیم .
لودویگ ویتگنشتاین
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|